خاطره 4
سلام
بالاخره بعد از مدت ها فرصتی شد تا دوباره یه دستی به سر و روی وبلاگم بکشم ، اما از شما چه پنهون این سی ، چهل روز اخیر واقعاً روزای سختی بود ، کلی مشکلات که همشون یه دفعه رو سرم خراب شدند ، اما خدارو شکر همشون با خوشی تموم شدند .
راستی شما چه خبر ؟ خوش میگذره ؟
خبر دارین که نتایج فوق اعلام شد ، اگرم خبر ندارین برید وبلاگ میثم سعادت
با اسم " تا آزادی ... " . لینکش تو پیوندها هست .
اونجا این پسره نوشته کی ، کجا قبول شده .
دو ، سه هفته پیش رفته بودم خوانسار، خوب حتما میگین این که اتفاق جدیدی نیست،
اما خوب ، این دفعه هم جالب بود ،آخه بچه های ویلا این تابستون برا بچه مدرسه ای های خوانسار کلاس روباتیک گذاشته بودند ،ما هم رفتیم یه دو ،سه روزی پیششون .
اتفاق جالب این دفعه که تو چهار، پنج سال خوانساربودن برام نیفتاده بود عروسی رفتن بود که به لطف بهزاد حیدرپور (ورودی 83) که اونم خوانسار بود برام افتاد . یه عروسی که اگه ما دوتا نمی رفتیم اصلا بهشون حال نمی داد ، می فهمید که !!!!!
آها ! یه خبر دیگه ، اونم این که تو همون روزا دکتر یاوری از سفر زیارتی !!! و حتما سیاحتی سوریه که همراه نسوان دانشکده رفته بودند برگشتند،زیارتشون قبول ان شاا....
و باز آها ! دکتر یاوری مدیر گروه هم شده بود ، اون وقت میگن هر کی فقط یه شغل .
خبر دیگه این که بالاخره حاج آقا فصاحت هم بازنشست شده بود و دیگه تو دانشکده نبود . اما هرجا هست خدا عمرش بده ، اگه یه نفر تو دانشکده کار می کرد ، همون بود .
راستی که دانشکده امسال چقدرشلوغه ،هم ریاضی هم آمار،اونم هم روزانه وهم شبانه،
یعنی قراره امسال 142 نفر اونجا اسم بنویسند که خیلی بعیده این جوری بشه .
دیگه هی دارم فکر می کنم ببینم چه خبر جدیدی هست که یادم نمیاد .
اما آخرین خبرا از بچه ها، این که مصطفی شاهرخی یه دو ماهی دفترچه سربازیشو تمدید کرده ، تقی نادی هم پایان نامشوهنوز نداده که خدمت نره ، علی زعمری و حسن عسکری که واقعا دارن برا کنکورسال دیگه خر میزنن وحسابی دارن می خونن و ازحالا معلومه که هردوتاشون زیر 100 میشن ،احمد مهدیلو هم که قراره بره مشهد فوق بخونه ،مصطفی داوطلب هم که امید دکتری بود قبول نشد تا ان شاا... سال دیگه ، آها میثم سعادت هم هر روز میره کتابخونه درس میخونه و قراره 12 همین ماه بره مشهد پیش هادی شادمان ، گفتم هادی ، یادم اومد امروز که باهاش حرف می زدم می گفت چند وقت پیش مطلب رفته مشهد پیشش .
از بچه های قدیمی هم که فقط با جمال زیارتی یا بهتر بگم مهندس زیارتی در تماسم . اونم در گیرودارزندگی داره تو انتشارات امیرکبیرکارمی کنه ، اگه یه وقتی کارتون تهران گیر کرد ، پولی ، کمکی خواستید برید پیشش بگید من فرستادمتون ، بهتون میده . با معرفته .
.................
اما عکسی که تو این پست می خوام بذارم مربوط میشه به اردوی قشم که سال دوم دانشکده رفتیم . این عکس هم روزی گرفته شده که یزد بودیم .
از سمت راست به چپ :
سامان رحیمی (ورودی 82) ، میثم سعادت (ورودی 82) ، ابراهیم قادرپور(ورودی 82) ، دکتر حسینی ، خودم و پرهام سلیمانی (ورودی 80) .
................
و حرف آخر، شاید تا یه چند وقتی ، نتونم چیزی بنویسم اما شما برام کامنت بزارین .
اگرم دلتون خواست برام دعا کنید .
... در گذرگاه زمان